محمد يار بن عرب قطغان
مقدمهء مصحح 33
مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )
نظر زبانشناسى نيز حائز اهميت است . زيرا زبان فارسى ماوراء النهرى كه از گونههاى بسيار غنى زبان فارسى است ، با زبان بسيارى از حوزههاى جغرافيايى ايران تفاوت واژگانى ، ساختارى و آوايى دارد . اين اثر همچنين براى شناخت بسيارى از مناطق جغرافيايى اين منطقه نيز سودمند است . چراكه مؤلف در لابهلاى مطالب تاريخى ، توضيحاتى دربارهء موقعيت جغرافيايى بعضى شهرها نيز به دست مىدهد . ازاينرو مىتوان گفت مسخر البلاد خود يك فرهنگنامهء كوچك جغرافيايى و زبان ماوراء النهرى نيز هست . از ديگر ويژگىهاى مسخر البلاد ذكر شجرهنامهء خاندان شيبانى است . مؤلف براى خوشايند حكمرانان شيبانى در ذكر وقايع ، شاه اسماعيل را « والى عراق » مىنامد و او را « تركمان » مىخواند و از جنگ مرو به عنوان جنگ تركمانان و ازبكان ياد مىكند . درحالىكه اين جنگ ، درواقع جنگ ايرانيان و ازبكان بود و اگر شاه صفوى در نبرد با ازبكان شكست مىخورد ، ايران آن وحدت و استقلالى را كه به دست آورده بود ، دوباره از دست مىداد . سرانجام بايد گفت كه با وجود جانبداريهاى مؤلف از اعمال و رفتار ناهنجار حكام ازبك نسبت به شيعيان و اهانتهايى كه در مورد پيروان تشيع و فرمانروايان صفوى به كار برده است ، كتاب او به لحاظ آگاهيهايى كه دربارهء ازبكان به دست مىدهد ، مهم و درخور توجه است و نمونهاى از نثر و ادبيات ضد شيعى ماوراء النهر به شمار مىرود . با دقت در متن كتاب ، چنين به نظر مىرسد كه مؤلف مطالب كتاب خود را از نظر سبك نگارش به دو صورت متفاوت تاليف كرده است : در بخش انساب خاندان شيبانى نثرى ساده و روان دارد ، اما در بخشى كه مربوط به عهد خود اوست ، مطالب را با نثرى متكلف نگاشته است . از سوى ديگر با مراجعه به منابع همعصر اين اثر ، وجوه مشتركى ميان آن و كتابهاى حبيب السير ، احسن التواريخ و شيبانىنامه به چشم مىخورد كه در بخش توضيحات به آن اشاره شده است . اما از آنجايى كه اطلاعات كافى راجع به مؤلف در دست نيست ، نمىتوان بهطور قطع دانست كه كداميك از سه مؤلف از اثر ديگرى بهره گرفتهاند . ازاينرو مىتوان احتمال داد كه يا مأخذ آنها يكى بوده يا آنكه مؤلف مسخر البلاد مطالبى را عينا يا با اندك تفاوتى از روى حبيب السير نقل كرده است و يا آنها از مسخر البلاد بهره گرفتهاند . چنانكه گذشت مسخر البلاد